دکتر هلاکویی :نگاه بد و منفی به ادرار و مدفوع کودک و عواقب آن

نگاه بد و منفی به ادرار و مدفوع کودک و عواقب آن

نگاه بد و منفی به ادرار و مدفوع کودک و عواقب آن

متأسفانه در برخی از فرهنگ ها نگاه به ادرار و مدفوع، که جزئی از فرایند هضم و جذب غذا در مسیر بقای ما بوده، آن چنان بد و منفی است که کودکان دیر یا زود آن را به عنوان یک عیب و ایراد می بینند و حالت بازدارنده و نگه دارنده به خود می گیرند و بعد احساس خشم می کنند. احساس ترس و نگرانی و احساس های بد دیگر، مخصوصاً از کثیف شدن و بدبو بودن خود و از صحبت های دیگران، احساس راحتی نمی کنند و کوشش می‌کنند تا جایی که می شود این امر را به تعویق بیندازند که سبب آسیب به دستگاه هاضمه می‌شود. در این حالت سیستم خبری گزارش را با اشکالاتی به مغز می فرستد و اختلالی در کل عمل روده و یا دفع به وجود می آورد.

مسائل، مشکلات و اختلالات روانی مربوط به ادرار و مدفوع کودک

زمینه روانی این موضوع بسیار خطرناک است تا جایی که در بسیاری از افراد، بزرگ ترین آسیب و اختلالات روانی که به آن ها وارد شده در این دوران بوده است که عبارتند از:

مورد اول

بچه هایی بسیار حساس و شکننده می شوند، یعنی با کوچکترین مخالفتی احساس بد می کنند. پس حساس بودن ریشه در این اتفاق دارد (بین ۱۴ تا ۳۶ ماهگی).

مورد دوم

خسیس بودن، نگه دارنده و خوددار بودن است. این حالت سبب دگرگونی در سیستم مغزی می شود و آن چیزی را که دارند رها نمی‌کنند.

  • این افراد در دوران بزرگ سالی هر چه را که دارند نگه می‌دارند. حتی لباس هایی را نگه می دارند و کفش هایی را سالیان سال دارند و از این که چیزی را بیرون بریزند مشکل دارند.
  • در حالت شدید تا جایی پیش می روند که نامه، کاغذ و روزنامه هایی که در وقت خود نخوانده اند و برای آینده ای که شاید آن را بخوانند نگه می دارند.
  • از هر دور ریختنی احساس بدی می کنند و فقط مختص پول و کالا نیست. حتی درباره ی ابراز احساس و محبت و عشق نیز کاملاً خسیس هستند.
  • فکر می کنند اگر کسی را دوست دارند فقط یک بار به او بگویند کفایت می کند و تکرار آن را نوعی زبان بازی و حقه بازی می دانند زیرا هر نوع احساس و بیانی را ابراز نمی کنند و حتی خیلی از چیزها را دور نمی ریزند زیرا به ضرر خودشان می دانند.
  • به نظر می رسد خشم و عصبانیت و نوعی سخت گیری و پافشاری در زمینه های خاص، ویژگی افرادی است که چنین آسیبی دیده اند.
  • این افراد با سخت گیری و تعصب و یا باورها و ایده های ثابت و غیرقابل انعطاف برخورد می کنند و زمینه را برای احساس بد دیگران فراهم می کنند.
  • اهل جنگ و جدال می باشند. کینه توز و بدجنس اند و کینه را تا سالیان سال نگه می دارند و از بدبختی دیگران خوشحال اند و حتی نسبت به بیکاری و فقر و جدایی افرادی که نمی شناسند نیز خوشحال می شوند.
  • نوعی بدجنسی و دشمنی و کینه توزی با افراد دیگر دارند و معمولاً کله شق، یک دنده و لجباز هستند. حرفی را که می زنند حتی اگر خودشان نیز متوجه شوند که غلط و اشتباه است، عوض نمی کنند و حتی اگر با واقعیت یکی نباشد بر روی آن پافشاری می کنند و به بهانه های مختلف آن را توجیه می کنند. وقتی به آن ها می‌گویید که به فلان مهمانی برویم، می گویند نمی توانیم برویم برای اینکه باید به فلان جلسه واجب برویم و وقتی به او گفتید که آن جلسه کنسل شده است و یا در هفته بعد خواهد بود همچنان حرفشان این است که من گفتم نمی آیم و نخواهم آمد.
مشاهده این مطلب
دلایل لکنت زبان در کودک و راه های برخورد با آن از دید دکتر فرهنگ هلاکویی

مورد سوم

مخالفت و مقاومت آشکار است. این افراد می‌گویند من آدم رکی هستم و پشت کسی حرف نمی زنم و رودررو با فرد حرف می زنم”، که همه این ها نشانه گستاخی و خشم و جنگ است؛ چون قرار نیست هیچ انسانی حرفی که به او مربوط نیست و وقتی که شایسته ی گفتن نیست نه جلوی کسی و نه پشت کسی بزند و این افراد با ادعای این که “من حرفم را می زنم“، به حریم و حقوق شما آشکارا تجاوز می‌کنند و علت این است که ابایی از جنگ و پرخاش ندارند.

  • افرادی هستند بسیار تمیز و حمام کردن شان ساعاتی طول می کشد.
  • وسواسی به جهت نظافت درونی خودشان دارند که ممکن است ساعت ها در دستشویی بمانند و یا لباس ها و‌ ظرف ها را چندین بار می شویند.
  • این افراد کسانی هستند که ممکن است در هیچ رستورانی غذا نخورند و یا به دستشویی و سرویس بهداشتی که محل عمومی باشد نمی روند و گرچه برای خودشان توضیح و توجیهی دارند این نظافت و مواظبت و مراقبت را در این زمینه به گونه ای دارند که می تواند به مرز وسواس کشیده شوند. تا آنجایی که دایره زندگی یشان بسیار محدود است.
  • البته افراد کمی نیز هستند که برعکس، اصلاً نظافت را رعایت نمی کنند. اما برخی دیگر بسیار مرتب و منظم هستند.
  • پرونده آب و برق و یا هر چیز دیگری نیز در جای خودش است و حتی شاید از آن پرونده کپی نیز بگیرند و ادعایشان این است که اگر روزی آمدند و گفتند که این پول پرداخت نشده آن را با سند و مدرک نشان بدهند.
  • اگر وارد اتاق شوند و ببینند گلدان جای خودش نیست امان ندارند و باید هرچه زودتر آن را سر جای خودش بگذارند و کم کم به سمت “وسواس و اجبار” می روند (Compulsion-Obsession)؛ اجبار یعنی کارها را باید به صورت تکرار و مشخص و معین انجام دهند.
  • این افراد کسانی هستند که از زندگی کردن و رو به رو شدن با پدیده های تازه پرهیز می کنند و کوشش می کنند به وسیله تکرار کنترل زندگی را داشته باشند.
  • این افراد لغات و کلمات مربوط به عمل دفع ادرار و مدفوع را در مکالمات خودشان بسیار به کار می برند. بنابراین وقتی اوصاع جهان خراب است و زندگی یشان مشکل دارد این لغات را به زندگی و جهان مرتبط می کنند. و درست برعکس گروهی هرگز حاضر نیستند چیزی درباره  ادرار و مدفوع بگویند، که این موضوع و آسیب کودکی به صورت افراط و تفریط خودش را نشان می دهد.
  • کسانی که گرفتار این مشکل شدند حالتی مانند “شک و سوء ظن” دارند (Paranoid).
  • کسانی که توهمات و تصورات بد و منفی در ارتباطات با انسان ها دارند تصور می کنند قربانی اند و مظلوم همه ی جهان بر علیه آن ها قدم برمی‌دارند هیچ کس آن ها را دوست ندارد که این حالت از عدم دفع مدفوع ناشی می شود.
مشاهده این مطلب
اضطراب جدایی در کودکان و راه های برخورد با آن

توجه داشته باشیم

کودکی که تمام روز با این عمل عادی و طبیعی (دستشویی رفتن)، که هیچ کس با او مشکل ندارد، مشکل دارد و او به خاطر آن تنبیه می شود و احساس ترس و وحشت دارد و سرزنش می شود؛ معلوم است نگاهی بسیار بد و منفی در ارتباط با دیگران دارد و این باور را دارد که همه می خواهند به او ضربه بزنند. این افراد درگیر جزئیات می شود تا از کلیات بگریزند و به نوعی از تکرار جزئیات آرامشی نسبی برای خودشان به وجود می آورند و کسانی هستند به خاطر این آسیب از هر نوع رابطه جنسی و عریان شدن پرهیز می کنند یا برعکس. با نشان دادن جسم خود موجب آزار دیگران می شوند. به بیان دیگر کسانی هستند که لباس بد می پوشند، آرایش بد می کنند که جلب توجه کنند و با نشان دادن اندام شان یا به واسطه ی پوشیدن لباس های اندام نما کوشش می کنند دیگران را ناراحت و تحریک کنند. به نظر می رسد که این آسیب سبب می شود که سیستم حسی و احساسی بهم ریزد و فرد نگاهی کاملاً غیر واقعی و بد و منفی در ارتباطات خود داشته باشد و در این گونه موارد غالب اوقات افراد باهوش به دامن نظام عقلی و منطقی خودشان می روند و حس و احساس شان را خاموش می کنند و کوشش می کنند معقول و سنجیده و واقع بینانه مسائل را مطرح کنند و آستانه حس و احساس خود را می بندند که مطالب جزئی و کم اهمیت آن ها را خوشحال و شاد نمی کند. این افراد از یک مهمانی، از یک ارتباط، از یک جشن فارغ التحصیلی و از موقعیت شغلی لذتی نمی برند بلکه به دنبال هدف های بسیار بزرگ و غیر عادی هستند و معمولاً در این زمینه موفق می شوند. به خصوص وقتی که کاری انتخاب می کنند که نیاز به توجه و جزئیات و نظم و ترتیب دارد. بنابراین با گذاشتن تمام نیرو و انرژی خودشان در این کار زمینه ای را فراهم می کنند تا بتوانند در کار خودشان پیروز و برنده باشند. در حالی که زمینه های احساسی و عاطفی خود را خاموش می کنند. نه احساس غم و شادی و نه احساس محبت دارند. در زمینه کلی در رابطه با دیگران و یا زمینه های حسی، عاطفی و هیجانی نظری ندارند و به نوعی سخت مشغول و درگیر خود می شوند و به دنبال کنترل و کمال پرستی هستند تا هر کسی و هر صدایی را نسبت به اعتراض خاموش کنند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *