هر آنچه پدر و مادر باید در خصوص آزاد گذاشتن کودک بداند

امروزه بحث آزاد گذاشتن کودک و تجربه کردن جهان بحث مهمی است و احتمالا کودک آزاد ،از سلامت روانی و احساس بهتری برخوردارند. اما موضوع آزادی شاید پیچیده ترین ،وسیع ترین و عمیق ترین موضوع جهان باشد.مسئله آزادی مسئله انتخاب خوب و درست و مناسب است.

تعریف آزادی این است که زمانی که انتخاب خوب و درست من و رسیدن به آنها بدون مانع خارجی صورت می گیرد و باعث تحقق پیدا کردن هدف های من است درست مانند نفس کشیدن که گر چه یک اعتبار اجباری است ولی در تحلیل نهایی انسان در نفس کشیدن آزاد  است.زیرا چیزی را می خواهد که طبیعت به او اجازه داده است.

آیا کودک باید آزاد باشد یا خیر؟

کودک باید بتواند از محیط، فرصت ها و زمینه ای برخوردار شود که بتواند به حداکثر رشد و تجربه جهان بدون آسیب به خود یا جهان برسد.

مثلا: در خصوص خوردن غذا،نشستن در جایی که دوست دارد،پوشیدن لباس ، او باید آزاد باشد.یعنی خودش دوست داشته باشد بخورد،بپوشد،بنشیند و ما باید راه یا راه هایی را پیدا کنیم که درست ترین باشد و کودک تصور کند که انتخاب او بوده است.

مثلا :آن زمانی که شما بگویید که می خواهم ببینم پسر یا دختر عزیزم امروز دلش می خواهد کجا بنشیند، آن وقت کودک انتخاب خودش را که دو یا سه جایی بیشتر نیست و هرجایی بشیند اشکالی ندارد را برای خودش می داند و به خودش افتخار می کند.

روزی که به او بگوییم «از این ۲ ،۳ دست لباس مایلم بدانم کدام را انتخاب می کنی ؟» باید خودش انتخاب کند و شما باید او را تشویق کنید. پس باید به او فرصت تجربهکردن جهان را بدهید. او درست مانند مرغی است که می خواهد دانه دانه پر درآورد.

متسفانه بسیاری از پدر و مادر ها دانه دانه این پرها را می کنندو سبب می شوند که در آخرکار به جای این که شاهین و عقابی در پرواز داشته باشند مرغ خانگی بی پر و بالی داشته باشند.

بنابراین روزی که فرزند ما می خواهد کاری مختلف و متفاوتی انجام دهد،اما این کار نه بد است و نه غلط و نه خطرناک و نه به دیگری آسیب می زند،پدر و مادر باید کودک را آزاد بگذارند تا بتواند آن زمانی که لازم است فرزندشان را از کار بد و خطرناک باز دارند.

محیط زندگی کودک بعد از یک سالگی باید بسیار امن و امان باشد؛ به عبارتی از یک سالگی به بعد خانه، خانه پدر و مادر نیست بلکه خانه کودک است. یعنی هر وسیله ای را که خطرساز باشد باید از او دور کرد.پس در حالی که باید به فکر مکان امن برای او باشیم ،بدانیم که آسیب نیز می تواند برای او به لحاظ روانی و جسمی بسیار خطرناک باشد.

مشاهده این مطلب
دکتر هلاکویی:مسائل و مشکلات خواندن و مطالعه فرزندان 7 تا 13 سال

درگیر کردن کودک

کودک را باید درگیر کرد تا از طریق درگیری به یادگیری برسد،و این محیط باید پر از امکانات اموزشی باشد. آموزشی که همراه با تشویق است. و تشویقی که با خودش پاداش و نتیجه دارد.کودک باید هم در کارهای خودش پاداش ببیند و هم به او پاداش داد.

تعیین حد و مرز برای کودک

وقتی پدر و مادر حد و مرزی در آغاز برای کودک تعیین کنندفکودک آن را می پذیرد،هرچند در ابتدا مخالفت کند.

مثلا: به او بگوییم وارد این قسمت از آشپزخانه نشو،چون گاز هست و خطرناک است.و روزی که به او می گوییم که به این شی نمی تواند دست بزند و اگر محکم بر سر این موارد بیاستیم معمولا به فرزندمان کمک خواهیم کد و یا روزی که او را به پارک می بیم می توانیم به او بگوییم :

اولا از پارک خارج نمی شوی.

دوما از کسی غذا نمی گیری و به کسی هم غذا نمی دهی

سوما با کسی دعوا نمی کنی

احتمالا با گفتن این چنین حرف های خط و مرزی و تاکیدی در یک یا دو مورد کودک خواهد فهمید در بقیه موارد آزاد است.

بنابر این وقتی مایلید فرزند خود را از کاری بازداریدبهتر است که آن مانع جنبه حقیقی،طبیعی و واقعی داشته باشد.

مثلا نگوییم نمی توانی بیرون بری بلکه باید واقعی و عینی بگوییم در قفل است.

ضمنا زمانی که می خواهیم کودک را از فکر و موضوع خاصی به سمت دیگری بکشیم،بیاد جانشین جالب و جذابی براتی او تهیه کنیم.

استقلال و آزادی یا شک و تردید

مواظب باشید که که بجای استقلال و آزادی شک و تردید را به کودکان هدیه ندهیم، که در بزرگسالی نیز این چنین می شود.کودکبه این نتیجه می رسد، در جهانی که انتخاب ،تصمیم و خواسته من ،غالب اوقات بد و غلط است و با مخالفت پدر و مادر مواجه می شوم، پس این جهان ،جهانی است که من آن را نمی شناسم و در درباره آنچه که هستم و هستند و خواهند بود هم دچار تردید و گرفتاری خواهم شد.

بنابر این نتیجه این حال شک و تردید است.این شک و تردید سبب می شود از هر موضوع تازه ای بترسدو اشتبه نکند.شکست برای او غیرقابل تحمل استو نظر و قضاوت دیگرانبرای او مهم است. آهسته آهسته از خلق و یا گرایش به کار های نو و جدید دور می شود و تصمیم می گیرد که به کار های تکراری روی آورد. بنابراین همراه این شک و تردید متاسفانه اضطراب و نگرانی و وحشت،به وجود می آید که در نتیجه کودک را به دو مرحله افراطی می کشاند:

  1. کناره گیری: کوشش می کند کاملا با کناره گیری از انجام کاری ، به کسی یا خودش ضرری نرساند، به علت ترس از انجام کار.
  2. کمال پرستی: کوشش برای انجام کاری به بهترین شکل ممکن برای بستن دهان دیگران.
مشاهده این مطلب
دکتر هلاکویی :نگاه بد و منفی به ادرار و مدفوع کودک و عواقب آن

او یک کار را با اصرار و اجبار و فشار انجام می دهدتا خیالش راحت شود که این کار به درستی به اتمام می رسد. اما از همه کارهای دیگر باز می ماند . مردمان کمال پرست، کودکانی بوده اند که این گونه آموخته اند.گاهی دست به تظاهر و تعارف و پنهان کاری و دروغ می زنند. به بیان دیگر برای رسیدن به آنچه که برای آن ها مهمترین است آرامش و امنیت و درآمدن از این همه شک و تردید چاره ای جز سیاه بازی و بازی ندارند، یعنی آن زمانی که کاری را باید انجام بدهند ، کوشش می کنند که آن را به بهترین صورت ممکنه انجام دهند.در نتیجه وقت و انرژی را برای انجام کار های مهم دیگر نخواهند داشت.

کم کم سبب رد و نفی و انکار وجود خود می شود و حس و عقیده خود را کنار می گذارد و به جایی می رسد که تصمیم می گیرد که همه چیز و همه کس باشد جز آنچه مایل است و باید باشد و این حس را دارد که در این جهان تک و تنها بی یار و یاورم چون هیچ کس شبیه و مانند من نیست.

بنابر این در خلوت و تنهایی زندگی می کنم و ظاهرا شاید رابطه و نقش اجتماعی برقرار کند ، اما واقعیت مسئله این است که هیچ علاقه ای به آن ندارد و بنابراین به جای درگیر شدن در زندگی و آموختن این مسئله به نوعی باجنگ با دیگران و یا چنگ زدن و یا چسبیدن به دیگران زندگی می کند.

پس این جهان تجربه درونی و شخصی من نیست. بنابر این قضاوت دیگران برای من بسیار مهم است و درست مانند چشم زتندگی می کنم همه را می بینم به جز خودم.

کتاب های تولد تا 19 سالگی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *